تبلیغات
ღ✿ آلــونکـــ مـ♥ـن ✿ღ - دوستت دارم..چرایش پای تو،

شارژ ایرانسل

فال حافظ

سکوت را دوست دارمــــــ؛ بخاطر ابهت بی پایانش
 

جمعه 21 خرداد 1395
ن : " نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " نظرات

دوستت دارم..چرایش پای تو،



دوستت دارم..چرایش پای تو،

ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من

دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من

درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم

قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو







تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

گلبته هایش داغ نامحسوس دارد

 

من دیده ام در تب می افتد ماه در حوض

ساعت هم آنجا گردش معکوس دارد

 

باور کنید آقا اجازه! دست من نیست

این عشق تنها با جنون تکمیل می شد    

 

از برف شبهای زمستانی بپرسید

وقتی می آمد مدرسه تعطیل می شد

 

سر زد شبیه آفتاب از پشت دیوار

مهتاب را در آسمانت خط خطی کرد

 

تا من به چشمت ماه پیشانی بیایم

قلب تو را مانند بمب ساعتی کرد

 

از روستاهای خیالی می گذشتیم

آنجا زنی با خاطراتش شال می بافت

 

با بافه ای از جنس رویاهای رنگین

هر شب برای یک مسافر فال می بافت

 

تب کرده ام، هذیان برایت می نویسم

مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!

 

بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است

عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

 

مژگان عباسلو





+ غمگین مشو از

                  حمله ی تاریکی این شهر

در دست  * تـــــــو *

     # پیروزی و آرامش فرداست



+داشتم توی یه سایتی که واسه دوست آبجیمه میگشتم

عاشق نوشته هاشم

دختر و پسری که چهارسال عاشق هم بودن بالاخره به هم رسیدن

امسال ماه رمضونشون با طعم عشقه

چقدر از عشقای پاک لذت میبرم

خوشبختی با طعم دوست داشتن

ان شاءاللهـــ خوشبخت بشن


+ این عشق الهیست هفت لایه طلاییست...


+ آورده دنیا یه دونه

اون یدونه پیش منه

خدافرشته هاشو که

نمیسپره دست همه

چقد ازین آهنگ محمد علیزاده خوشم میاد .بیاد احسان و سولماز

و بیاد....


+ امروز همینطور که نشسته بودم و به مهدی فکر میکردم 

یادم افتاد به مهمونی شب چهل و هشتم که دقیقا 18صفر 3سال پیش خونه خاله م دعوت بودیم

مهدی چه نمک هایی که نمیپاشید از زبونش

قرار بود تابستون برم پیشش خونه شون باهم درس بخونیم واسه کنکور 

که اون اتفاق گند افتاد

سر سفره که نشستن همه منکه آخرین ظرف غذا که ماهی مزینش کرده بود رو آوردم گذاشتم رو سفره

زنداییم مامان مهدی جا باز کرد کنار مهدی برام که بشینم

اومدم بشینم دیدم همه دارن منو نگاه میکنن

یه لحظه یادم افتاد به درگوشیه با صدای بلند خاله م که یه روز دیگه هم همین اتفاق بشکل اتفاقی افتاده بود که میگفت چقدر به هم میان

به آبجیم گفتم آجی یکم اینور تر بشین و حتی نذاشتن برا آخرین بار کنار مهدی بدون منظور شام بخورم 

اینقدهههههه بدممممم میاد ازین رفتارها

فک نکنم تا بحال در این مورد به هم فکر کرده باشیم

ولی دیگران بیشتر فکر کردن .والا


حالا که نیست دلم براش تنگ شده

خداکنه زودتر حالش خوب بشه و برگرده پیشمون

اللهم اشف کل مریض.آمین



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پسته خانوم چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 15 و 09 دقیقه و 44 ثانیه
ایشون از شما بزرگتره؟
خب نامحرم هم که هست...
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
هم سن هستیم...باهم بزرگ شدیم
پسته خانوم یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 16 و 50 دقیقه و 32 ثانیه
خب حالا که محرم نیست بهتر نیست بین عاطفه هاتون یه ذره دیوار بکشین؟
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پسته خانوم یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 14 و 13 دقیقه و 33 ثانیه
صلوات نذر کن برای سلامتیش
:)
پست بذار
ما هم میاییم و صلوات می فرستیم....
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
فکر خوبیه ..حتما همینکارو انجام میدم
ممنونم
پسته خانوم یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 14 و 12 دقیقه و 53 ثانیه
آقا مهدی مریض شده؟
ان شا الله خوب شن...
شما محرمشون که نیستی؟
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
بله
ان شاءاللهـــــــ
نه متاسفانه
پسته خانوم یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 14 و 12 دقیقه و 13 ثانیه
ممنونم از هدیه هایی که بهم میدی
:)
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
قابل دلتو نداره بانو
نگین خاطره یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 13 و 20 دقیقه و 23 ثانیه

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟
آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست
باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک
می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست
سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست
تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست
بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب
تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست
مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید
سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست
حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد
در و دیوار زند داد خریدار کجاست
آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور
گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست
من ژولیده به آوای جلی می گویم
آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست
ژولیده نیشابوری
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
ممنونم مهتا جان دل
فاطمــــمه شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 17 و 56 دقیقه و 53 ثانیه
سلام
ممنونم که سرزدی نفس خانوم
و وب منو روشن کردی
شعر ها خیلی قشنگ بودن
امیدوارم زود حال ایشون خوب بشه
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
سلام فاطمه جان
لطف داری شما
ان شاءالله...مچکرممم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.