تبلیغات
ღ✿ آلــونکـــ مـ♥ـن ✿ღ - دیگر به یک دنیا نخواهمــــــــــ داد جایت را

شارژ ایرانسل

فال حافظ

سکوت را دوست دارمــــــ؛ بخاطر ابهت بی پایانش
 

سه شنبه 10 شهریور 1394
ن : " نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " نظرات

دیگر به یک دنیا نخواهمــــــــــ داد جایت را




دیگر به یک دنیا نخواهمــــــــــ داد جایت را
من دوست دارمــــــ زندگی با دست‌هایت را

از بی‌قراری‌های قلب من خبر دارد
بادی که می‌دزدد برای من صدایت را

روی زمین بودی و من در ماه دنبالت
باید ببخشی شاعر سر به هوایت را

تسخیر تو سخت است آنقدری که انگار
در مشت خود جا داده باشمـــــ بی‌نهایت را

زود است حالا روی پاهای خودمـــ باشمـــــ
از دست‌های من نگیری دست‌هایت را

هرکس تو را گمــــ کرد دنبال تو در من گشت
انگار می‌بینند در من رد پایت را

بگذار تا دنیا بفهمد مال من هستی
گنجشک‌ها خانه به خانه ماجرایت را 

وقتی پُر است از خاطراتت شعرهای من
باید بنوشی با خیال تخت چایت را !





+ واقعیت نوشت +

واقعیت اینه که یه وقتایی....
أه..چقدر این یه وقتایی، زیاد شده
همه چی از یه وقتایی شروع میشه
یه وقتایی دله آدمـــــ میگیره
یه وقتایی نفس آدمــــــ بند میاد
یه وقتایی گریه میکنیمــــــــ
یه وقتایی دلمون تنگ میشه
و.... خیلی یه وقتاییه دیگه
ولی حقیقت و واقعیت اینه که اون یه وقتا،مهمــــــ ترین لحظه هان
لحظه هایی که واقعا کسی رو نداری که واقعیت و حقیقت دلگیریتو بهش بگی
یه چیزایی تو دلت هست ولی امان از دل مغرور
مهمترین حرفا میمونه توی دلت
و منتظر میمونی تا هیچکی دورو برت نباشه و با خدا خلوت کنی
و با خدا حرفاتو بگی
چقدر مهمه این خدا
همه چیمـــــــــ خدا
لحظه های دلتنگیمـــــ : الا بذکرالله تطمئن القلوب
لحظه های گریه برانگیزمـــــــ: الهی و ربی من لی غیرک
ما در دو جهان غیر خدا یار نداریمــــــ
جز یاد خدا هیچ دگر کار نداریمـــــ
ما مست صبوحیمــــــــ ز میخانه توحید
حاجت به می و خانه خمار نداریمــــــ
گر یار وفادار نداریمــــــ ولیکن
ما یار بجز حضرت غفار نداریمــــــ




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شیدا(فَرمِه) جمعه 13 شهریور 1394 ساعت 21 و 56 دقیقه و 23 ثانیه
سلام

چه شعرهای زیبایی
چه با احساس

چه آهنگ زیبایی

درود بر شما
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
سلامــــــــــ بر شمــــــــــا بانو...
ممنونمــــــــــــ قابل شمارو ندارهــــــــــ
* آشنآی دل پریشآن * چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 17 و 39 دقیقه و 43 ثانیه
درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد
و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

نیامدی و نچیدی انار سرخی را
که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد

نیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آه
چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد

چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و
چقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شد

چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر
گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد

چطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟
چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟

انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد
و گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
خیلی این شعرو دوست دارمـــــــــــ
همیشه خودم میخونمش
samira چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 01 و 47 دقیقه و 11 ثانیه
نازهم میکنی اهسته بکن دل دارم
من به این حالته وارسته ی تومیل دارم
غم،چشمان تو این گونه مرا برهم زد
مثل طوفانی شدید حالت یک سیل دارم
نازنینم توببین بامن عاشق چقدر بی رحمی
من که درسینه ی خود جای توهم دل دارم
شایدم فکر کنی گفتن این جمله کمی اغراق است
من به راه اهن چشمای توهم ریل دارم!!
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
شعر پر احساسی بود...ممنونمــــــــــــ آبجی
* آشنآی دل پریشآن * سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 23 و 18 دقیقه و 10 ثانیه
#
دردهایت
#
درد دلهایت را
#
به‌ هیچکس نگو ...
#
چون یاد می گیرند چگونه‌ دلت را به درد آورند ... !
#
. . با کسی که دوستش داری :
#
فیلم نبین آهنگ گوش نده
#
به پیاده روی نرو خلاصه خاطره نساز !
#
وقت نبودنش می فهمی چی می گم ...
#
فردا اگر ز راه نمی آمد من تا ابد کنار تو می ماندم
#
من تا ابد ترانه ی عشقم را در آفتاب عشق تو می خواندم...
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
* آشنآی دل پریشآن * سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 23 و 17 دقیقه و 51 ثانیه
عـادتــ ـ ـ کـرده ام...

هِـی میـروم جـلـوی آیـنـه می ایـسـتـم...!

دسـت میـگـذارم روی شـانـه ی خــود...

و در آیـنـه بـه خــود نـگـاه مـیکـنـم،میـگـویـم؛

طــــاقـــتـــ ــ ـ بــیـار #رفـــیــق...

درســت میـشـه...!
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
متن زیبایی بود ممنونمــــــــ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.