تبلیغات
ღ✿ آلــونکـــ مـ♥ـن ✿ღ - بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسمـــــ هست

شارژ ایرانسل

فال حافظ

سکوت را دوست دارمــــــ؛ بخاطر ابهت بی پایانش
 

جمعه 6 شهریور 1394
ن : " نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " نظرات

بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسمـــــ هست



می خواهمـــــ و می خواستمت تا نفسمـــــ بود

می سوختمــــــــ از حسرت و عشقِ تو بَسَمــــــ بود

 

عشق تو بَسَمـــــــ بود که این شعله بیدار

روشنگرِ شبهای بلندِ قفسمــــــــ بود

 

آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت 

غمـــ بود که پیوسته نفس در نفسمـــــ بود

 

دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر

تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

 

بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسمــــــ هست

حاشا که به جز عشق تو گر هیچ کسمـــــ بود

 

لب بسته و پر سوخته ، از کوی تو رفتمـــــــــ

رفتمــــــ ، بخدا ، گر هوسمـــــ بود بَسَمـــــــــ بود !





++ پی نوشت ++

"Aft"
خیلی بده اصلا ...
دیروز رفتمـــــ دکتر واسم دارو بنویسه
گفت این یه ویروسه که توی بدنته هروقت بهت استرس وارد بشه خودشو نشون میده بصورت آفت
خیلی درد داره
دندونم میخوره بهش میخوام غش کنم
اصلا غذا نمیتونم بخورم ...شدم یه تیکه استخوون
وای مامان... داشتم نماز میخوندم اصلا نمیتونستم نمازمو بخونم
یه چندتا قرص داده با یه شربت دیفن هیدرامین ..توی شربت یه چندتا کپسول خالی کرد پودرشو ریخت تو شربت
بعد یه چیز دیگه هم ریخت توش شد یک محلول تلخ و بدمزه عین زهر میمونه
گفت قبل غذا یک قاشق بریز دهنت تا دو دقیقه بمونه یه قرقره هم بکن بعد بریز 
حالا با خیال راحت غذابخور
بااینکه قورتش نمیدم ولی خیلی میدونم بدمزه ست
بوی اونو حس کنم تهوع بهم دست میده
ولی چه میشه کرد باید سوخت و ساخت خخخ
امروز صبح به مامانم گفتم مامان از دیروز که دکتره رو دیدم اصلا حالم عوض شده
انگار روحیه گرفتم
دهنمم احساس میکنم آرومتر شده بااینکه دارو هنوز مصرف نکرده بودم
خدایی خیلی دکتره خوبیه تا قبل اینکه برسیم بیمارستان دعا میکردم خودش باشه
خواستم ویزیت بدم یه دفه یکی زنگ زد برا منشی گفت دکتر کیه؟ همینکه گفت دکتر داوودی قلبم آروم گرفت
یَک جور خوشحال شدم که همون لحظه دهنم خوب شد خخخ
امیدوارم واسه هیچکدومتون این مورد پیش نیاد اگه هم پیش اومد خدای ناکرده، دکترتون آقای داوودی باشه


+ بعدا نوشت+

از غروب تاحالا یه جوریم..
وای دستام یخ زده ... دوروزه با این آهنگه میگذره روز و شبم
هم غمناکه هم دوسش دارم
خیلی حس باحالیه
وقتی گوش میدم تموم تنم هنگ میکنه
خیلی حالت عجیبیه تا حالا این حالت از من بروز داده نشده بود
هعی خدا
قبلنا یه گوشه می نشستم و آروم گریه میکردم تا کسی صدامو نشنوه
تا صدای پای کسی میومد طرف اتاقم سریع اشکامو پاک میکردم و مشغول کتاب خوندن میشدم
ولی حالا چی
حالا نه میتونم و نه میشه
باید گریه هام بلند باشه تا بهم بچسبه؟
چرا خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا حالا؟؟؟
خیلی گریه هامو دوست داری؟ التماس کردنامو دوست داری؟؟
به بزرگیت میدونم ...همه چیو میدونم 
خدایا...میبینی؟؟؟
که چقدر به تو وفادارم؟ میبینی بی معرفت نیستم؟
هرچی بشه.هر اتفاقی بیفته
هر چقد احساس تنهایی کنم بازم تو مرهم دردمی
تو همدم تنهاییامی؟
خیلی دوست داشتنی هستی..وقتی میبینم جواب میدی بهم آرامش خاصی بهم دست میده
وقتی میام میشینم جانمازمو پهن میکنم
اول یکم باهات به زبون خودمون حرف میزنم
چقدر آرومم میکنی
انگار نشستم روبه روت
و تو فقط گوش میدی
یکم ناز و عشوه میام گریه میکنم تا لمس دستات عایدم بشه
میدونی چه قدر لذت بخشه؟

خیلی دوستت دارمــــــــــ خدام ، منو تنهام نزار




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 18 و 59 دقیقه و 28 ثانیه
ایییییییی چهههههه بد ..
این دیگه چه نوع بیماریه ..

شعرتم خیلی قشنگ بود آجی
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
بیماری نیست.یه ویروسه
ممنونمــــــــ آبجی
شیدا(فَرمِه) جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 17 و 18 دقیقه و 05 ثانیه
و چه نوای زیبایی
" نــــــفـــس بـــانــ♥ـــو " پاسخ داد:
مچکرمــــــــ متعلق به خودتونهــــــــــ